000000 3B3B3B 575757 717171 8A8A8A A8A8A8 C2C2C2 F5F5F5

Share this photo on Twitter Share this photo on Facebook

Don't cry my Iran

Posted by
shafagh (Tehran, Iran) on 16 June 2009 in Abstract & Conceptual and Portfolio.

اینجا اکباتان است
خانه دل من
طبقه انسانی من
ورودی فرهنگی من
بلوک مستحکم من
فاز فکری من
شهرک الگویی من
شهر من
نمونه ای از وطن من
عکاسی را از اینجا شروع کردم
گفتی عکاس موفق عکاسی است که ابتدا بتواند از خود و محیط اطراف خود سوژه بیابد و عکس بگیرد
گرفتم بسیار
با جزء جزء این شهرک خاطره دارم
با تمام سنگفرشهایش
نیمکتها
درختها
گنجشکها
سطلها
آدمها
سه شب است اتوبوسی نیست به آزادی
سه روز است انعکاسی نیست از بازی شیطنت آمیز نور و پنجره
خاکستری قامت اش بوی خون می دهد
پنجره های دو جداره اش از طنین تکبیر گویان نازک تر از خیال کودکی است
گنجشکها شبها می روند و کلاغهای شوم می آیند
کلاغها اشتباه آمده اید
اینجا اکباتان است
درختانش شاخه های خود را به شما اجاره نخواهد داد
سطل های زباله اش هم جای شما نیست
قار قار کنید
نوک بزنید به شیشه ها
بچه های ما را ببرید
مهم نیست
مهم این است که اشتباه آمده اید
اینجا اکباتان است
هرکه پنجره اش را شبها بسته ترسویی اجاره ای و رفتنی است
اکباتانی نیست
سواد دارید؟پنجره های ما را بشمارید
ما همه سبز اتنخاب کردیم همه
نمای ات را دوباره سبز عکس خواهم گرفت

NORITSU KOKI QSS-32_33

I really appreciate all your comments, thank you so much.

amirreza from tehran, Iran

بسیار زیباست
آفرین
متن مو به تنم سیخ کرد

16 Jun 2009 10:16am

@amirreza: ممنون به امید پیروزی

Toomaj from Tehran, Iran

وطن٬وطن

نظر فکن به من که من

به هر کجا٬غریب وار٬

که زیر آسمان دیگری غنوده ام

همیشه با تو بوده ام

همیشه با تو بوده ام

اگر که حال پرسی ام


تو نیک می شناسی ام

من از درون قصه ها و غصه ها بر آمدم:

حکایت هزار شاه با گدا

حدیث عشق ناتمام آن شبان

به دختر سیاه چشم کدخدا

ز پشت دود کشت های سوخته

درون کومه ی سیاه

ز پیش شعله های کوره ها وکارگاه


تنم ز رنج٬عطر وبو گرفته است

رخم به سیلی زمانه خو گرفته است

اگر چه در نگاه اعتنای کس نبوده ام

یکی ز چهره های بی شمار توده ام


چه غمگنانه سال ها

که بال ها

زدم به روی بحر بی کناره ات

که در خروش آمدی

به جنب و جوش آمدی


به اوج رفت موج های تو

که یاد باد اوج های تو!


در آن میان که جز خطر نبود

مرا به تخته پاره ها نظر نبود

نبودم از کسان که رنگ و آب دل ربودشان

به گودهای هول

بسی صدف گشوده ام

گهر ز کام مرگ در ربوده ام


بدان امید تا که تو

دهان و دست را رها کنی

دری ز عشق بر بهشت این زمین دل فسرده وا کنی

به بند مانده ام

شکنجه دیده ام

سپیده٬ هر سپیده جان سپرده ام

هزار تهمت و دروغ وناروا شنوده ام

اگر تو پوششی پلید یافتی

ستایش من از پلید پیرهن نبود

نه جامه ٬جان پاک انقلاب را ستوده ام


کنون اگر که خنجری میان کتف خسته ام

اگر که ایستاده ام

و یا ز پا فتاده ام

برای تو٬ به راه تو شکسته ام

اگر میان سنگ های آسیا

چو دانه های سوده ام

ولی هنوز گندمم


غذا و قوت مردمم

همانم آن یگانه ای که بوده ام


سپاه عشق در پی است

شرار و شور کارساز با وی است

دریچه های قلب باز کن

سرود شب شکاف آن ز چار سوی این جهان

کنون به گوش می رسد

من این سرود ناشنیده را

به خون خود سروده ام


نبود و بود برزگر را چه باک

اگر بر آید از زمین

هر آنچ او به سالیان

فشانده یا نشانده است


وطن!وطن!

تو سبز جاودان بمان که من

پرنده ای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو

به دور دست مه گرفته پر گشوده ام

16 Jun 2009 12:57pm

@Toomaj: ممنون بابت این نظر زیبا و کلام رسایی که داری وطن!وطن! تو سبز جاودان بمان که من پرنده ای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو به دور دست مه گرفته پر گشوده ام

angel from Iran

نمای ات را دوباره سبز عکس خواهم گرفت


V

16 Jun 2009 2:24pm

@angel: ممنون

-C17H21NØ4- from Persia, Iran

vaghean ziba o tasir gozar bud ,neveshte e besiar ziba va axi jaleb
sabz va piruz bashid hamishe:)

16 Jun 2009 7:22pm

@-C17H21NØ4-: ممنون

sara from paris, France

I am unable to read persian but all my thoughts are with you in these days

17 Jun 2009 4:21am

@sara: Thanks dear sara

Saeed Rasoulof from Tehran, Iran

Very Nice Shot

17 Jun 2009 5:45am

@Saeed Rasoulof: Thanks dear Saeed

NORITSU KOKI QSS-32_33

analog